
از سد دز و شوشتر تا آبادان، بعد ساحل بوشهر و هرمزگان تا بندر کنگ و قشم. چند شب کنار دریاچه و ساحل کمپ کردیم، غار نمکی جاشک رو با راهنما رفتیم و آخر سفر تو قشم چند روز بارون شدید و سیل داشتیم. قیمتها برای آذر ۱۴۰۴ هستن.
ساعت ۵:۳۰ صبح از تهران راه افتادیم و حدود ۲:۳۰ رسیدیم دزفول و فلافل خوردیم. راه سد دز بسته بود و از یه مسیر دیگه رفتیم که یک ساعت و نیم راه بود، ولی نزدیک غروب رسیدیم و منظرهاش خیلی خفن بود. پشت ماشین رو مرتب کردیم و کنار دریاچه خوابیدیم. صبح رو به دریاچه بیدار شدیم و با قهوه و نون خامهای راه افتادیم.
اولین توقف روز دوم: زیگورات چغازنبیل، نزدیک شوش.
تو شوشتر با قایق یه پسر محلی روی کارون تا تنگه عقیلی رفتیم (۱٫۲ میلیون تومان)، ناهار کباب خوردیم (۹۰۰ هزار تومان) و کنار سازههای آبی بستنی گاومیش زدیم. شب رو تو بومگردی عمارت پدری موندیم (شبی ۲٫۴ میلیون تومان).
صبح روز سوم راه افتادیم سمت آبادان و سر راه تو تالاب شادگان عکس و فیلم گرفتیم.
جمعه بود و بیشتر جاها بسته بود؛ ناهار فلافل خوردیم. تو هتل نخل جا گرفتیم (شبی ۲٫۲ میلیون تومان با تخفیف) و عصر رفتیم اسکله اروند (شطالعرب) که غروب رو ببینیم؛ کنارش پر از فلافلی و مغازهست و قهوه عربی دلهای هم داره. شب تو محله باز فلافل خوردیم و تو محله امیرآباد قلیون کشیدیم.
روز چهارم رفتیم بحرکان؛ یه ساحل نمکی که روش راه رفتیم، با یه اسکله ماهیگیری.
تو بندر دیلم سوار یه کشتی شدیم و عکس گرفتیم و غروب رو از یه اسکله دیدیم.
شب رسیدیم بوشهر و تو خونه نپنته موندیم (شبی ۳ میلیون تومان با تخفیف)؛ گربهی خونه اسمش مونگهست. شب رفتیم خیامخوانی قهوهخانه ناجی (نفری ۳۰۰ هزار تومان). صبح از جاده دوطرفآب رفتیم جزیره شیف و از بازارش ادویه خریدیم. تو قهوهخانه ناجی چای خوردیم و یه پیرمرد کلی خاطره برامون تعریف کرد. میخواستیم بریم غار نمکی جاشک ولی بدون راهنما نمیشه؛ برای فرداش هماهنگ کردیم.
شب رفتیم پارک ساحلی کنگان که تو ماشین بخوابیم، ولی خیلی گرم بود و چادر زدیم.
ساعت ۵:۳۰ بیدار شدیم و ساعت ۸ با راهنما راه افتادیم؛ تا ساعت ۲ طول کشید. از گنبد نمکی و دره سیاه رد شدیم و تله روباه، تالار عروس، غار خفاشها، طاقها، آبراه، غار رنگینکمان و چاله نمکی رو دیدیم. پایین که اومدیم، تو رستوران گنبد نمکی جاشک زرشکپلو خوردیم.
شب رو تو بومگردی ناخدا یوسف تو سیراف موندیم.
صبح رفتیم بنود؛ اول کنار ساحلش، بعد غار «چشم خدا». ناهار تو یه رستوران غذای محلی مچبوس گوشت و میگو دوپیازه خوردیم.
عصر رفتیم ساحل مکسر که با دوستامون کمپ کنیم و تو راه یه غروب عجیب دیدیم. اونجا با دو نفر دیگه هم آشنا شدیم، شام سوسیس بندری خوردیم و حرف زدیم. صبح یه طلوع قشنگ دیدیم، پدل بازی کردیم و بعد از صبحانه هر کی رفت سمت خودش.
سه شب تو بومگردی چاکو موندیم. روز اول میزبانمون برامون ناهار ماهی آورد، عصر رفتیم یه عروسی محلی و شب یه شاورمای خیلی خوب خوردیم. روز دوم رو استراحت کردیم و از اونجا عکس و فیلم گرفتیم. روز سوم رفتیم پنجره خلیج فارس (مواظب باش، من اونجا خوردم زمین)، ناهار مچبوس مرغ و گوشت با ترشی بمبر خوردیم و شب بارون شدیدی گرفت.
سر راه بوشهر باز تو جاشک زرشکپلو خوردیم. یه نوازندهی پرکاشن تو بازار ناجی هتل آسمان رو معرفی کرد (شبی ۱٫۶ میلیون تومان با تخفیف). عصر غروب دریا رو دیدیم و تو محله قدیمی گشتیم. روز بعد ناهار رفتیم خانم عبداللهی و زرشکپلو و قیمه بوشهری خوردیم، از بازار رنگینک خریدیم و باز تو قهوهخانه ناجی چای خوردیم.
ساعت ۸ صبح راه افتادیم سمت بندر کنگ. نزدیک کنگ از یه رستوران بیرونبر گبولی گوشت و مچبوس مرغ گرفتیم که خیلی خوب بود. عصر غروب رو دیدیم و یه کم با ماشین تو محله چرخیدیم.
زیر بارون شدید رفتیم بندر پل (یک ساعت و نیم از کنگ)، یه کم معطل شدیم و با لنج رفتیم قشم، پیش رفقامون تو بومگردی لهر. ناهار برامون میگو درست کردن و عصر رفتیم شاورما سهراب. فرداش رفتیم سمت سلخ ولی آنتن نبود و سیل راه افتاد و برگشتیم؛ شب سیل تا دم خونه رسید و دخترها برامون ساز زدن. دو روز آخر هم بیشتر تو خونه بودیم و بارون میاومد. اگه آذر میری، قبلش پیشبینی هوا رو ببین.
سر راه برگشت یه شب شیراز موندیم، با یه دوست شام خوردیم و گشتیم، و فرداش برگشتیم تهران.