
بانجیجامپینگ از برج میلاد
برج میلاد، تهرانپریدن از برج میلاد؛ چند ثانیه سقوط آزاد بالای تهران و ضربان قلبی که هنوز یادمه.
۱۵ لحظه از سفرهامون که هیچوقت یادمون نمیره

پریدن از برج میلاد؛ چند ثانیه سقوط آزاد بالای تهران و ضربان قلبی که هنوز یادمه.

نزدیکترین تجربه به رویای بچگیم: ساعت ۴ صبح راه افتادم، از لبه پرتگاه پریدم و درختای هیرکانی زیر پام بودن؛ بالاخره پرواز کردم.

یک شب تو دل کویر پیکوه، کنار روستای اصفهک؛ صدایی نبود جز ضربان قلبمون و آسمونی پر از ستاره.

شروع گردش ما تو سراسر ایران؛ تجربهای پر از دوستی، همدلی و انرژی تازه. روز آخر یکی گفت: «اگه حالت خوب شده، برگشتی تهران یکی رو بغل کن.»

آب سبز کارون، زیر صخرههایی که درخت از لاشون بیرون زده؛ شنا تو پرآبترین رود ایران.

صندوق عقب ماشین شد تختخوابمون و شب رو زیر آسمون شهیون گذروندیم.

جادهای که دو طرفش آبه؛ کیلومترها رانندگی کنار خلیج فارس.

کوچههای کاهگلی و طاقهای محله فهادان؛ نقشه رو بذار کنار و بذار کوچهها راه رو نشونت بدن.

پیست دربندسر، نزدیک تهران؛ آسمون آبی، برف و شیبهای سفید.

صخرههای بلند کنار دریای عمان و کوههای مریخی؛ چابهار یه دنیای دیگهست.

یه شب مهمون سیاهچادر عشایر شاهسون؛ دوشیدن شیر و زندگی کوچنشینی از نزدیک.

قهوهخونههای بافت قدیم و صدای نیانبون؛ بوشهر شبها یه حال دیگه داره.

خورشید که آروم تو دریا فرو میره و آسمون نارنجی میشه؛ غروبهای جنوب یه چیز دیگهان.

شب، ساحل هرمز با هر موج آبی روشن میشه؛ نور فیتوپلانکتونها تو تاریکی.

بارون که میزنه خاک سرخ هرمز راه میافته و دریا هم قرمز میشه.
ریلش رو تو اینستاگرام ببین، یا اگه سؤالی درباره هر کدوم داری برامون دایرکت بفرست.
دایرکت بده